موضع ما در قبال استفاده مسئولانه و افشاشده از هوش مصنوعی. آخرین بهروزرسانی: ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶.
در پایان سال ۲۰۲۲، ورود ChatGPT دانشگاهها را وارد حالت تدافعی کرد و موجی از ممنوعیتهای سختگیرانه به دنبال آن ایجاد شد. اکنون آن مقطع سپری شده است. بسیاری از نهادهای پیشرو، ممنوعیت کامل را با چیزی قابلاجراتر جایگزین کردهاند: پذیرش ساختارمند بر مبنای افشا و اطلاعرسانی. استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی در نگارش دانشگاهی دیگر مسئله این نیست که آیا اصلاً میتوانید به این ابزارها دست بزنید یا نه. مسئله این است که چگونه از آنها استفاده میکنید، آیا نسبت به آن شفافیت دارید یا خیر، و اینکه آیا در قبال نتایج مسئولیت میپذیرید یا نه.
ما ProofreaderPro را بر پایه این مفهوم بنا کردهایم و میخواهیم روشن کنیم که در چه جایگاهی قرار داریم. ما از شفافیت کامل و پایبندی به درستکاری در پژوهش و نگارش علمی حمایت میکنیم. ما بر این باوریم که AI بخشی مشروع از روند پژوهشِ مدرن است، با یک شرط: باید مشخص کنید چگونه و در کجا از آن استفاده کردهاید، مدل مورد استفاده را ذکر کنید، و مسئولیت اثر نهایی را بر عهده بگیرید. این صفحه توضیح میدهد دانشگاهها و ژورنالهای برتر امروز دقیقاً چه چیزهایی را الزام میکنند، چرا متن خامِ AI هنوز به یک لمس نهایی انسانی نیاز دارد، و چگونه میتوانید پیشنویسهای خود را انسانیتر کنید بدون آنکه از خط اخلاقی عبور کنید.
جهتگیری حرکت در میان گزینشیترین دانشگاههای جهان سازگار است. ممنوعیت کامل از میان رفته است. در عوض مجموعهای از اصول مطرح شده است: از هوش مصنوعی مسئولانه استفاده کنید، هنگامی که استفاده شما جنبهای اساسی دارد شفاف باشید، بهطور مشخص از قواعد دوره یا دپارتمان خود پیروی کنید، و به خاطر بسپارید که پاسخگوییِ انجام کار بر عهدهٔ یک انسان است، نه یک ربات چتِ عمومی.
چند نمونه، دقیقاً از منبع:
آن صفحات را کنار هم بخوانید و پیام یکسانی چندین بار تکرار میشود. استفاده از هوش مصنوعی مجاز است؛ اما باید با شفافیت به کار گرفته شود. و هرگز نباید خروجی تولیدشده توسط ماشینِ بدون بررسی را بهعنوان کارِ خودتان ارائه دهید.
نهادهای انتشار نیز تقریباً به همان جایگاه رسیدهاند و اگر شما پژوهشگری باشید که در مسیر ارزیابی همتایان قرار دارید، قواعد آنها هستند که شما را ملزم میکنند.
دو اصل در همه این اسناد جریان دارد. نخست، ابزار مشخص و نسخه آن را نام ببرید و توضیح دهید که از آن برای چه کاری استفاده کردهاید. اینکه بگویید از یک مدل زبانی بزرگ استفاده کردهاید، افشای کافی محسوب نمیشود. اینکه بگویید از یک مدل نامبرده برای تهیه یک طرح کلی و خلاصهسازی سه مقاله استفاده کردهاید، سپس خودتان متن را بررسی کردهاید و بازنویسی کردهاید، افشا محسوب میشود. دوم، هر فرد همواره در قبال دقت، اصالت و یکپارچگی مسئول است. ابزار همواره یک ابزار ثانویه است و نه یک همنویس.
اگر میخواهید دقیقاً با همان عبارتها، راهنمایی عملی داشته باشید، ما یک مرور عملی کاربردی را ارائه میکنیم روی نحوه نوشتن بیانیه افشای استفاده از هوش مصنوعی و یک راهنمای میانبُرِ ویژه هر ناشر که الزامات را بهصورت موردی، مجلهبهمجله نگاشت میکند.
این بخش اغلب در بحثهای مربوط به یکپارچگی علمی گم میشود. حتی زمانی که استفاده از AI کاملاً مجاز است و بهدرستی افشا شده باشد، خروجی خام معمولاً برای ارائه بهعنوان متنِ تحویلی کافی نیست. هر کسی که یک صفحه از متن خام تولیدشده توسط AI را خوانده باشد، علائم آن را میشناسد. این متنها کلیگو، رباتگونه و مکانیکیاند. آنها همان الگوهای یکنواختِ جمله را بهطور مداوم تکرار میکنند و burstiness یکنواختی دارند. همچنین بهطور بیشازحد از مجموعهای ثابت از واژگان استفاده میکنند (مانند underscores، realm، lens، pivotal، landscape و غیره) و با یک perplexity پایین و هموارشده ارائه میشوند. درباره نکات ساده بیشازحد توضیح میدهند و آنها را با افزودنیهای بیمحتوا پر میکنند (که معمولاً به آن AI slop گفته میشود). آنها چیزهای بدیهی را بهتفصیل بیان میکنند و در عوض، کمتر مطلبی میگویند که بهطور مشخص مربوط به دادهها یا استدلال شما باشد. در مقابل، انسانها دارای یک سبک نوشتاری فعال و مستقیم هستند که ریتم جملههای متنوع (burstiness بالا) و واژگانِ متنوع (perplexity بالا) دارد.
این سبک نگارش صاف، یکنواخت و با تغییرات کم در تعداد واژگان، نخست یک مسئله مربوط به کیفیت نوشتار است. همچنین الگوی دقیقـی است که سامانههای تشخیصدهنده هوش مصنوعی برای شناسایی آن تنظیم شدهاند، و همین یکی از دلایلی است که نگارش دقیق و رسمی را به اشتباه علامتگذاری میکنند؛ سوگیریای که در ادامه آن را به تفصیل بررسی میکنیم در چرا سامانههای تشخیص هوش مصنوعی نویسندگان غیربومی را با پرچم هشدار علامتگذاری میکننددر هر صورت، راهحل همان است که همواره در پژوهش وجود داشته است: یک انسان باید پیشنویس را تا زمانی بازبینی کند که مانند این نوشته باشد که یک فرد نوشته است—با صدایی واقعی، ریتم ساختاری و واژگانی متنوع، و ادعاهای دقیق.
بازنویسی متنِ کمکشده توسط هوش مصنوعی به نگارش آکادمیک طبیعی و انسانی، «ویرایش» است و ویرایش پیشنویس خودتان دقیقاً همان نوع کاری است که سیاستهای دانشگاهها و نشریات بهطور صریح اجازه میدهند. هنگامی که متنِ تولیدشده با کمکِ هوش مصنوعی خودتان را از طریق انسانساز AI ما، ریتم جمله و شیوه واژهگزینی را تغییر میدهد، قیدوبندهای مکانیکی را کاهش میدهد، و معنای شما، اصطلاحات تخصصیِ حوزه شما و استناداتتان را دستنخورده حفظ میکند. نتیجه این است که استدلال شما را در قالب نگارش خوانا و انسانی ارائه میدهد، نه استدلالی متفاوت.
خط اخلاقی بهراحتی دیده میشود. زمانی انسانسازی از آن عبور میکند که از آن برای کاری نادرست استفاده کنید: برای ساختن نتایج، برای نادرست جلوه دادن اینکه چه کسی کار را انجام داده است، یا برای اجتناب از افشایی که مؤسسه شما واقعاً به آن نیاز دارد. در صورتی که درست و مناسب به کار رود—بر روی پیشنویس خودتان—برای بهبود ساختار، وضوح، واژگان و لحن، همراه با افشای دقیق استفاده از هوش مصنوعی و استناددهی به LLM، این کار از دستورالعملهایی پیروی میکند که دانشگاهها و نشریات تعیین کردهاند.
توصیه میکنیم استفاده خود از هوش مصنوعی را در سراسر زنجیره، از نخستین پیشنویس تولیدشده با هوش مصنوعی تا مرحله انسانیسازی، افشا کنید و مدل مشخصی را که استفاده کردهاید ذکر کنید. یک فرایند کاری کوتاه و صادقانه به شکل زیر است:
این تمام ماجراست. ابزار هوش مصنوعیِ استفادهشده را افشا کنید، مدل مشخص را ذکر کنید، تمام واقعیتها/دادهها را تأیید کنید، و ویرایش انسانی را انجام دهید، و مسئولیت را به عهده بگیرید. اگر این پنج کار را انجام دهید، در سمت درستِ دستورالعملهای جاری قرار دارید، و نوشتهتان با وجود این تلاش بهتر میشود.
ما نسبت به این موضوع بیطرف نیستیم و ترجیح میدهیم آن را صریح بگوییم. ما از استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی در پژوهش و نگارش حمایت میکنیم. بر این باوریم که پژوهشگران باید همواره استفاده از AI خود را افشا کنند؛ از محتوای تولیدشده توسط AI گرفته تا مرحله انسانیسازی که آن را خواندنی میکند، و همچنین باید مدلی را که استفاده کردهاند ذکر کنند. انسانیسازی پیشنویس خودتان بخش قانونی و مشروعی از این فرایند است، زیرا نگارش طبیعی و انسانی همان استانداردی است که همواره از سوی شیوههای معتبر پژوهشی درخواست شده است. شفافیت چیزی است که کل ماجرا را صادقانه نگه میدارد و در عوض، فقط یک جمله از شما در بخش قدردانیها میخواهد.
بیشتر دانشگاههای پیشرو از ممنوعکردن هوش مصنوعی فاصله گرفته و به سمت اداره و تنظیم آن حرکت کردهاند. دانشگاههای هاروارد، آکسفورد، استنفورد، MIT و کمبریج همگی استفاده مسئولانه را مجاز میدانند، در حالی که در صورت «محتوایی» بودنِ این استفاده، شفافیت را الزامی میکنند و مقررات مشخص را به دورههای آموزشی و بخشهای دانشگاهیِ هر مورد واگذار میکنند. فرض ایمن این است که هوش مصنوعی زمانی مجاز است که آن را افشا کنید و از سیاست محلی خود پیروی نمایید، و زمانی مجاز نیست که یک استاد یا یک تکلیف مشخص صراحتاً آن را ممنوع کرده باشد.
این سیاستها متفاوتاند. چندین ژورنال، از جمله Nature Portfolio، میگویند ویرایش جزئیِ متن برای دستور زبان، املای صحیح یا روانیِ خواندن نیازی به افشای موردنظر ندارد، در حالی که تولید یا بازنویسیِ مبتنی بر محتوا و ماهیتِ اصلی، به افشا نیاز دارد. توصیهی ما این است که با این حال به افشا گرایش داشته باشید، زیرا یک اعلامِ یکخطی هزینهای ندارد و اگر روزی موضوعی مطرح شود، از شما محافظت میکند.
نام ابزارِ مشخص و نسخه آن را ذکر کنید و بگویید از آن برای چه کاری استفاده کردهاید. یک قالبِ قابل استفاده، یک عبارت کوتاه در بخش قدردانیها یا روشهاست؛ مانند اشاره به اینکه از یک مدلِ نامگذاریشده برای تهیه پیشنویس، خلاصهسازی یا ویرایش استفاده کردهاید، اینکه خروجی را تأیید کردهاید، و اینکه برای متن نهایی مسئولیت کامل را بر عهده میگیرید. ژورنالِ هدف یا راهنمای نگارش شما ممکن است قالب دقیقِ مشخصی داشته باشد، بنابراین آن را بررسی کنید.
حداقل، مدل یا ابزار و نسخه آن را نام ببرید، توضیح دهید که چگونه از آن استفاده کردهاید، تأیید کنید که خروجی را بررسی و صحتسنجی کردهاید، و اعلام کنید که مسئولیت کار نهایی بر عهده شماست. این ترکیب، اصول شفافیت و پاسخگویی را که در سیاستهای تمامی دانشگاهها و ناشران بزرگ جریان دارد، برآورده میکند.